Friday, July 27, 2007

دوست چاق انتخاب نکنبد!



محققان آمریکایی می گویند داشتن دوست، خواهر و برادر یا همسری که اضافه وزن دارد خطر چاقی را در فرد افزایش می دهد.
به گفته آنها داده های شخصی مربوط به بیش از 12 هزار نفر حاکی از آن است که احتمال چاق شدن فرد در صورت چاق بودن دوست، خواهر و برادر، یا همسر به ترتیب به میزان 57 درصد، 40 درصد و 37 درصد افزایش می یابد.
آنها استدلال می کنند که این مطالعه نشان می دهد عوامل اجتماعی، مانند سایز اندام سایر افراد، در چاق شدن موثر است.
نتایج این مطالعه در نشریه پزشکی نیوانگلند چاپ شده است. با این حال پژوهشگران می گویند نتایج آن قطعی نیست زیرا ممکن است عوامل پنهان دیگری نیز در کار باشد.
محققان در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سن دیه گو، داده های جمع آوری شده طی 32 سال را به عنوان بخشی از یک مطالعه قلب بررسی کردند.
شرکت کنندگان اطلاعات شخصی خود از جمله "شاخص وزن بدن" و نام دوستانی که می شد با آنها تماس گرفت را ارائه کردند.
'علت و معلول'
نویسندگان مقاله توانستند پیوندهای اجتماعی فراد از جمله روابط با دوستان و اعضای خانواده را به دقت ترسیم کنند.
تاثیر مربوط به چاقی عموما میان افراد جنس موافق شدیدتر بود.
و تحلیل آنها به این مساله اشاره داشت که این ارتباط را فقط نمی توان به شباهت ها در سبک زندگی و محیط افراد نسبت داد و برای مثال تاثیر دوستان حتی وقتی در مناطق مختلف زندگی می کردند همچنان هویدا بود.
نیکلاس کریستاکیس از محققان این مطالعه گفت: "اینطور نیست که افراد چاق یا افراد لاغر برای وقت گذرانی دنبال افرادی مثل خود بگردند."
"بلکه یک رابطه مستقیم، علت و معلولی، وجود دارد. ظاهرا اتفاقی که می افتد این است که یک شخص که چاق می شود به احتمال زیاد تغییری در برداشت ها نسبت به آنچه اندازه مناسب اندام به حساب می آید ایجاد می کند."
"افراد به این نتیجه می رسند که چاق تر شدن قابل قبول است چون افرادی که اطرافشان هستند چاق تر هستند، و این طرز فکر گسترش می یابد."

فاطمه رجبی: متأسفانه خاتمی هنوز با لباس روحانی دارد می گردد!



این مطلب به قلم فاطمه رجبی در سایت وی منتشر شده است و صرفاً جهت آشنایی بیشر مخاطبان عصرایران با "نوع خاصی از ادبیات معاصر!" منتشر می شود: سفرمحمد خاتمی به دارالعباده یزد و دارالمؤمنین کاشان در سیزدهم رجب، مایه شگفتی بسیار می‌شود، و این پرسش طبیعی را پیش می‌آورد که آیا شهرهای یزد و کاشان که در دوران طاغوت هم به دارالعباده و دارالمومنین مشهور بودند، امروز در بستر سیاسی‌کاری اصلاح‌طلبانه نزول یافته‌اند؟!
سخن روشن‌تر و رساتر آنکه، محمد خاتمی پس از 8 سال حاکمیت اصلاح‌طلبی با مبنا و انگیزه و هدف دین‌ستیزی و فرهنگ‌سوزی، در دوران جدید شگرد دیگری را پیش گرفته است. وی که متأسفانه هنوز لباس روحانی بر تن دارد، در حالی که با چماق 8 ساله ریاست‌جمهوری خود مدام بر فرق ملت کوبید که: "اندیشه‌ای که رأی نیاورده حق نظر ندارد، و باید به اراده مردم تمکین کرد." امروز نه تنها رأی دینمدارانه مردم را بر نمی‌تابد، بلکه شتابزده و نابردبارانه با دوره‌گردی‌های مشکوک خارجی و سفرهای پر مسأله داخلی در پی اغراض سیاسی است.
سؤال این است که محمد خاتمی دارای چه جایگاهی است؟ روحانی است؟ با کدام تحصیلات و وجهه‌ی حوزوی؟ کدام مبنا و باور دینی؟ کدام رفتار و گفتار مذهبی؟ آیا صرف داشتن لباس روحانی، می‌تواند او را یک روحانی صاحب‌نفوذ در میان دینداران یا بی‌دینان معرفی کند؟ آیا فریاد 8 ساله‌اش مبنی بر "شکست دین در تقابل با آزادی" که عملا هم به انجام آن همت گماشت، از کدام ذهن پاک خواهد شد؟ آیا منابع مالی نامعلوم داخلی و خارجی و البته بی‌پایان او که هزینه سرسام‌آور، کردارهای سیاسی ـ حزبی و سفرهای مارکوپولویی و قبیله‌ای‌اش را تأمین می‌کند، می‌تواند مایه نفوذ و آبروی دینی یا سیاسی برای او باشد؟
آیا انجام عمل حرام وی در دست دادن با زنان در ایتالیا که علاوه بر فیلم، تصاویرش در روزنامه کیهان درج گردید. مؤید روحانیت، دینداری و شایستگی و صلاحیت اوست؟ آیا خاتمی یک دانشگاهی است؟ با کدام مدرک علمی؟ آیا تکرار گفته‌های دین‌ستیزان قرن 18 اروپا مؤید دانشگاهی بودن اوست، یا نوشتن کتابی غرب‌گرایانه که تایید استاد مارکسیست اخراجی را پشتوانه دارد.
آیا گفت‌وگوی تمدن‌هایش که یک سر آن عطاء ا... مهاجرانی است با رسوایی‌های اخلاقی و سیاسی، سر دیگرش در دکترای افتخاری خاتمی در انگلیس و دست دادن او با زنان در ایتالیا، و سجده کردن بر کاخ سفید با اهدای ویزای اعضای و خدمات تشریفات کاخ سفید به وی، می‌تواند جایگاه معتبر سیاسی و یا علمی برایش ایجاد کند؟
آیا اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش در «براندازی نرم» توسط اصلاح‌طلبان حاکم و نام بردن از افراد مؤثر و مسؤول دولت خاتمی ـ که البته به یمن وجود ضرغامی سانسور شد ـ دستمایه‌ی «خاتمی» در سفرهایش می‌باشد؟
به هر حال خاتمی با تئوری و عمل دین‌ستیز آشکارا اعلان داشته می‌دارد که التزام اعتقادی و عملی به اسلام ندارد. این مهم عملا به انجام رسیده گرچه جامعه روحانیت نسبت به آن متأسفانه با اغماض نگریست. و دادگاه ویژه روحانیت در خلع لباس او و حتی احضار و محاکمه‌اش تقصیرکار باقی ماند. اما از این به بعد سفرهای خاتمی به هرکجا می‌تواند باشد و با هر منبع مالی حمایت شود. واشنگتن یا تل‌آویو، لندن یا ... .
اما در ایران و در میان مردم دین‌مدار، وطن‌دوست و غیرتمند و با فرهنگ چرا؟
حال پرسش آن است اصلاح‌طلبی برانداز، دستوری و هدفمند، با کدام نگاه و غرض‌ورزی و برآورد، شهرهای مؤمن‌پرور «یزد» و «کاشان» را آن هم در شب میلاد امیر عدل، مولای متقیان و افضل مخلوقات پس از پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله و سلم میدان جولان «خاتمی» می‌کند؟ آیا شکستن قبح انجام عمل حرام آن هم در لباس روحانیت، چنین هزینه‌ای را می‌طلبد؟ آیا فرهنگ‌ستیزی بی‌سابقه محمدخاتمی باید با ملعبه کردن آبروی مردم یزد یا کاشان استمرار یابد؟
به هر حال بر مردم یزد و کاشان است که این میهمان خود خوانده را در نحوة میزبانی متوجه اعمال فرهنگ‌سوز خود کنند، و به او یادآور شوند که به همان سفرهای آمریکا و انگلیس و فرانسه‌اش اکتفا کند، و دست از سر مردم مؤمن ایران اسلامی بردارد. آیا در شهرهای ایران امکان دست دادن با زنان برای او....!

Monday, July 23, 2007

روشن:همه مي‌دانند كه قلعه‌نويي مربي كوچكي است



خبرگزاري فوتبال ايران- حسن روشن، مهاجم اسبق تيم‌ملي و استقلال با اشاره به ناكامي ايران در مسابقات جام ملت‌هاي آسيا گفت: همه مردم و فوتبالدوستان از اين شرايط ناراحت هستند ولي خود بزرگ‌نمايي و لجبازي‌هاي كادرفني باعث شد تا تيم‌ملي نمايش ضعيفي از خود ارائه دهد.وي در گفت‌وگو با خبرگزاري فوتبال ايران با بيان اين مطلب اظهار داشت: اگر قلعه‌نويي اختيارات را در بين دستيارانش تقسيم كرده باشد، بايد كادرفني را مقصر اصلي قلمداد كرد، در غير اينصورت فقط شخص قلعه‌نويي پاسخگوي ناكامي تيم‌ملي خواهد بود. اين در فوتبال كاملاً جاافتاده كه در برد و باخت نقش سرمربي از هم پررنگ‌تر است و اين موضوع در مورد تيم‌ملي هم صدق مي‌كند.روشن در ادامه گفت: انسان هميشه تشنه پيشرفت است و بلندپروازي دارد ولي بايد جايگاه افراد هم به خوبي تعريف شود. امروز بايد كساني را مقصر اصلي قلمداد كرد كه قلعه‌نويي را به عنوان سرمربي انتخاب كردند، در صورتي‌كه همه مي‌دانند او براي هدايت تيم‌ملي يك مربي كوچك بود و سرانجام همه چيز دست به دست هم داد تا حتي از تيم‌هاي متوسط آسيايي هم عقب بمانيم.وي تاكيد كرد: چند ماه پيش بارها كارشناسان گفتند كه تيم‌ملي مربي بزرگ مي‌خواهد ولي متاسفانه مسئولان فدراسيون روي عقايد خود پافشاري مي‌كردند تا اين وضعيت به وجود بيايد. وقتي اين حرف را زدم منظورم اين نبود كه مرا سرمربي تيم‌ملي كنند، بلكه اعتقاد داشتم يك مربي بزرگ و با جرأت بايد روي نيمكت تيم‌ملي بنشيند.روشن افزود: پس از صعود به جام ملت‌ها و مشخص شدن حريفان، هيچ برنامه‌اي براي حضوري پرقدرت در اين مسابقات نداشتيم و مستحق ناكامي در اين مسابقات بوديم. متاسفانه همه چيز از دست رفت و هيچ‌كس هم جوابگو نخواهد بود.بازيكن اسبق تيم‌ملي در ادامه صحبت‌هاي خود گفت: تيم‌ملي بازيكنان بزرگي دارد كه در ليگ‌هاي آلمان، اسپانيا، ايتاليا و انگليس بازي مي‌كنند. آنها زيرنظر بزرگترين مربيان دنيا بازي مي‌كنند و با اين شرايط نمي‌توانند اين موضوع را در خودشان هضم كنند كه يك مربي كوچك بالاي سر آنها باشد. بازيكني كه در تيم‌هاي اروپايي بهترين تمرينات را انجام مي‌دهد، با تمرين آقاوسط و دويدن دور زمين نمي‌تواند براي تيم‌ملي مفيد باشد، اگر يك مربي بزرگ وكاربلد روي نيمكت ايران بود، به طور حتم نتايج بهتري مي‌گرفتيم.روشن در پايان تصريح كرد: مثل اينكه بعضي از بازيكنان تيم‌ملي، حاضر به زدن پنالتي نشده‌اند كه اين موضوع ضعف مديريت سرمربي را نشان مي‌دهد. ما شرايط بسيار خوبي براي قهرماني داشتيم ولي همه چيز به آساني هدر رفت. فقط اميدوارم آقايان طاقت انتقاد را داشته باشند چون انسان براي پيشرفت احتياج به منتقد دارد و تعريف و تمجيد موافقان هيچ فايده‌اي ندارد. جهان فوتبال

همه سوپر مارکت‌های محله رئیس جمهور!



عضو فراکسیون اقلیت در واکنش به اظهارات مهدی کلهر، مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور، مبنی بر این که «کوتوله‌هایی در مجلس داریم که نهایت ایده‌آلشان گوجه فرنگی است و زمانی که گوجه فرنگی سالادشان کم می‌شود، نعره می‌زنند» گفت: از قول ما به آقای کلهر بگویید که لازم نیست از نمایندگان انتقاد کنند، بهتر است آدرس سوپرمارکت محله آقای احمدی‌نژاد که مواد غذایی ارزان می‌فروشد را بدهد.
بیژن شهبازخانی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با اشاره به سخنان احمدی‌نژاد در مجلس راجع به قیمت گوجه فرنگی گفت: پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد این بود که مردم گوجه‌فرنگی، مرغ، تخم‌مرغ و غیره را از سوپر مارکت محله ایشان که ارزان فروش هم است، بخرند. این مسأله تقصیر نمایندگان نیست، اما نمایندگان به محله آقای رئیس جمهور مراجعه کردند و این مغازه را نتوانستند پیدا کنند!
وی خطاب به کلهر گفت: ایراد در خود دولت است بنابراین به دنبال مقصر در بین نمایندگان نگردید بلکه مشکل را از داخل خود دولت جستجو کنید.
شهبازخوانی در پایان افزود: در هر صورت ما هنوز منتظریم که آدرس سوپر مارکت محله آقای رئیس جمهور به نمایندگان داده شود و ما هم این آدرس را به مردم بدهیم تا مردم از این سوپر مارکت منصف خرید کنند.

Saturday, July 21, 2007

رویانا فصل پاییز همسرش را انتخاب می‌کند



رئيس پايگاه تحقيقاتي علوم سلولي پژوهشكده رويان اصفهان گفت: رويانا دومين گوسفند شبيه‌سازي شده در ايران، در فصل پاييز جفت‌گيري خواهد كرد. محمدحسين نصر‌اصفهاني رئيس پايگاه تحقيقاتي علوم سلولي پژوهشكده رويان اصفهان در گفت‌وگو با فارس گفت:‌ «رويانا» دومين گوسفند شبيه‌سازي شده، هم اكنون 9 ماهه شده و وضعيت جسماني خوبي دارد و با گوسفندان ديگر هم سن خود تفاوتي ندارد. وي با اشاره به اين‌كه رويانا همانند ديگر گوسفندان در اين سن، قادر به توليد مثل و جفت‌گيري است، ادامه داد: ولي ما بايد صبر كنيم تا فصل جفت‌گيري (فصل پاييز) برسد و در اين زمان مي‌توانيم رويانا را براي جفت‌گيري آماده كنيم. رئيس پايگاه تحقيقاتي علوم سلولي پژوهشكده رويان اصفهان اضافه كرد: در فصل پاييز رويانا را با چند ماده جدا خواهيم گذاشت و گوسفند ماده را بايد تحت نظر داشته باشيم تا بتوانيم توانايي توليد مثل اين گوسفند شبيه‌سازي شده را مورد ارزيابي قرار دهيم. نخستين گوسفند شبيه‌سازي كشور كه جنين آن از طريق انتقال هسته يك سلول بالغ از غضروف گوش گوسفند به درون تخمك بدون هسته گوسفند ديگري به دست آمده بود، حدود ساعت 10 شب ‌چهارشنبه 11 مرداد 85 در پايگاه تحقيقاتي پژوهشكده «رويان» در اصفهان متولد شد. اين گوسفند ماده علي‌رغم تلاش‌هاي دامپزشكي فراواني كه صورت گرفت به دليل عوارض زايماني نتوانست بيش از چند دقيقه ادامه حيات دهد با اين حال آزمايش‌هاي مولكولي بر اساس ماركرهاي STR مويد صحت انجام همانندسازي بود. دومين گوسفند شبيه‌سازي شده «رويانا» در ايران ساعت 30 دقيقه بامداد ‌شنبه 8 مهر‌ از طريق عمل سزارين در پايگاه تحقيقاتي اصفهان پژوهشكده رويان به دنيا آمد و هم اكنون ‌در سلامت كامل به سر مي‌برد.

Tuesday, July 17, 2007

مردها عاشق خودروهايشان هستند


محققان انگليسي گفتند، مردان بيش از زنانشان به خودروهاي خود تعلق خاطر دارند. به گزارش پايگاه اينترنتي الرايه ، محققان افزودند؛ اين علاقه و احساس مردان به خودروهايشان، نشان دهنده ديگر دوستي آنهاست.براساس اين تحقيق، علاقه مردان به خودروهايشان هنگام رانندگي به وضوح قابل مشاهده است و برعكس زنان ، مردان هنگام رانندگي يك دست خود را روي ترمز دستي تكيه داده و يك دست ديگر را به بيرون شيشه اتومبيل مي برند.به اعتقاد محققان انگليسي، مردان با خودروي خود مانند يك حيوان دست آموز و يا محبوب برخورد مي كنند.

دفاع یک زن عضو کانون نویسندگان از ازدواج‌موقت-صیغه چیز خوبیه


شهرنوش پارسی‌پور عضو کانون نویسندگان و نویسنده‌ «زنان بدون مردان» و «طوبا و معنای شب» چندی پیش در هجدهمین کنفرانس پژوهش‌های زنان ایرانی به ‌عنوان زن سال برگزیده شد.
انتخاب او واکنش‌های مختلفی را شکل داد، بخشی از این واکنش‌ها به خاطر دیدگاه پارسی‌پور در مورد ازدواج موقت و نظراتش در مورد زنان است.
راديو زمانه بخشي از سخنان پارسي‌پور را در سايت خود آورده است كه وي معتقد است، ازدواج موقت در حال حاضر بهترین شرایط برای زنی‌ست که همسر خود را از دست داده و با چند فرزند امکان ازدواج مجدد ندارد. او با مسأله کسب درآمد از اين طریق مخالف است و مي‌گويد:در جامعه پیش می‌آید که زنان به دلایل مختلفی یا ازدواج نمی‌کنند یا ازدواج‌شان منجر به شکست می‌شود، در چنین حالتی صیغه برای این افراد به نظر من راه‌حل بسیار خوبی‌ست.
او مي‌گويد: ازدواج موقت یکی از قوانین‌اش این است که مرد به زن پول بدهد. این را می‌توانند قرار بگذارند و زن بگوید مثلا من روزی یک ریال از تو می‌گیرم. من نمی‌فهمم این مسأله چرا این‌قدر مشکل ایجاد کرده است. در حالی‌که من با فقر دست و پنجه نرم می‌کنم، در همان حال نیازهای عاطفی و جنسی هم دارم. من نمی‌توانم به جرم این‌که فقیر هستم و دوتا بچه هم روی دستم مانده، از نظر عاطفی هم به خودم فشار بیاورم. البته بدون شک جامعه‌ی سنتی ایران از پذیرش چنین افرادی ابا دارد، یعنی واهمه دارد.
اين عضو كانون نويسندگان مي افزايد: خود من در زندگی‌ام چندباری این کار(صیغه) را کرده‌ام. منتها زندگی من سوخته ، از نظر اقتصادی خیلی فشارهایی روی من بوده. ولی به شما می‌گویم: نبودن مرد در زندگی من در دوران‌هایی به‌شدت مرا آزار داده است. شما می‌دانید زنان ما چقدر رنج می‌برند که نمی‌توانند این نیازهایشان را اعلام کنند.
وي ادامه مي‌دهد: من نیازهای خیلی شدید داشتم، از عدم ارضای آنها به‌شدت رنج بردم، اعصابم خرد شده، داغون شدم. به‌خاطر همین امروز سعی می‌کنم به بقیه بگویم که دچار این گرفتاری نشوند. چرا باید یک زن وقتی می‌خواهد یک خانه بگیرد دچار دردسر بشود؟ یعنی همه‌ی همسایه‌ها و دیگران فضولی کنند در زندگی‌اش و بگویند چرا این زن شوهر ندارد. خب اگر صیغه شود بخشی از مسائلش حل می‌شود.
پارسي پور گفت: من همین حالا به‌عنوان سمبولیک اگر آمادگی داشتم که ازدواج کنم، با یکی دوست می‌شدم و می‌گفتم برویم با هم صیغه کنیم. فقط برای اینکه قبح این مسأله بریزد. ولی من الان در شرایطی نیستم که بروم با مردی زندگی کنم.

اعتراف