Thursday, June 7, 2007

حداقل از رضا خان بیاموزید


علي‌اكبر ناطق‌نوري عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در جلسه جامعه اسلامي مهندسين گفت: «خيلي از آنها راي نياورند رايحه خوش و غير رايحه خوش و گروه‌هاي ديگر و همه اين اصول‌گراها بايد يك كاسه بشوند... در انتخابات آينده هم اگر رايحه خوشي جدا باشد، اگر ناخوشي جدا باشد، قطعا محكوم به شكست خواهد بود.» ناطق نوری در انتقاد از احمدی نژاد گفت: «مي گويند كه تا مي‌خواهيم مفسدي را معرفي كنيم سر و صداها بلند مي‌شود... براي مبارزه با مفاسد اقتصادي، ستادي هم تشكيل شد و سران در آن جمع مي‌شوند اما اينها هيچ‌كدام درد را دوا نكرد، متاسفانه گاهي مبارزه با مفاسد اقتصادي، ابزار سياسي مي‌شود... بايد درست و حسابي بروي ببيني مفسد اقتصادي كيست؟ نه اين‌كه يك دفعه بيايي اسم يك نفر را ببري و بگويي فلان شخص دو هزار ميليارد اختلاس كرده است و در تلويزيون هم نشانش بدهي و بعد بگويي ببخشيد اشتباه شد يك صفر زيادي گفتيم... اولا اگر اشتباه كرده بوديد چرا اعلام كرديد و گفتيد؟ بعدا دو هزار هم نه، 20 ميليارد آخر از كجا و از كي آورده؟... مي‌گويند تا مي‌خواهيم با مفسد اقتصادي برخورد كنيم سر و صدا در مي‌آيد، به نظر من اين حرف بي‌ربطي است، شما اول بياييد آن مفسد را بگيريد و بعد اعلام كنيد تا ببينيم صداي چه كسي در مي‌آيد؟ اين كه نشد كار، اين‌كه امنيت نمي‌آورد... اسم يك نفر را آوردند و در تلويزيون هم او را نشان دادند، من از يكي از مسوولان قضايي پرسيدم كه اين پرونده‌اش چه بوده كه اين‌طوري اسم بردند، او هم گفت كه رييس بانك مركزي به من گفته كه اصلا اين بنده خدا هيچ تخلف بانكي ندارد و جزو بهترين مشتريان ماست. روز قيامت مي‌خواهي چه كار كني؟»
ناطق‌نوري سپس به بيان مثالي از رضاشاه پرداخت و غيرمستقيم از احمدي‌نژاد خواست كه حداقل از رضاشاه بياموزد، وي گفت:«رضاشاه يك موقعي رفت مشهد بالاي قبر نادرشاه با چكمه يك لگد به قبر نادر زد و گفت مرتيكه، تو چه آدم ناداني بودي؟ اول آدم كار را مي‌كند بعد اعلام مي‌كند، تو اول قبل از اينكه چشم در بياوري اعلام مي‌كني كه مي‌خواهي چشم دربياري؟ خوب چشم خودت را در آوردند،رضاشاه ظالم و جنايتكار مي‌داند و بعضي‌ها نمي‌دانند.»
علی اکبر ناطق نوری کیست؟
منطقه نور در مازندران منطقه ای خاص است. پیدایش بهائیان در این منطقه باعث شد تا جریان مخالف آن نیز در منطقه نور مورد توجه خاصی قرار بگیرد. به همین دلیل تقریبا منطقه نور و آمل به لحاظ توجه به شیعه و دینداری همیشه در میان دیگر شهرهای مازندران که در دوران پهلوی نیز مورد توجه خاص پهلوی ها بود، موضوعیت ویژه ای دارد. علی اکبر ناطق نوری در سال 1322 در نور به دنیا آمد. وی همچون بسیاری از روحانیون در شبکه ای از ارتباطات خانوادگی روحانیت قرار داشت، که پس از انقلاب قدرت یافتن روحانیت این شبکه را محکم تر کرد. وی داماد آقای رسولی محلاتی، مسوول دفتر آیت الله خمینی در دوران زندگی اش و باجناق عباس احمد آخوندی، معاون سیاسی سابق وزارت کشور و وزیر مسکن سابق، شوهر خواهر رسولی ها، علی رسولی از مسوولان وزارت مسکن، جواد رسولی از مسوولان وزارت خارجه در دوران ولایتی، و از طریق رسولی محلاتی خویشاوند نزدیک حجت الاسلام صادق خلخالی، شوهر خواهر آقای رسولی محلاتی است. برادران علی اکبر ناطق نوری، عباسعلی که نماینده نور بود، در انفجار هفتم تیر به وسیله مجاهدین خلق در حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی کشته شد و برادر دیگرش، احمد ناطق نوری جزو معدود نمایندگان مجلس است که هفت دوره نماینده مجلس از نور و محمودآباد بوده است. علی اکبر ناطق نوری نیز پنج دوره نماینده مجلس بود.
علی اکبر ناطق نوری مثل بسیاری از روحانیون تربیت شده تهران، در کنار دروس فقهی تحصیلات دانشگاهی نیز کرد. او فارغ التحصیل رشته فلسفه اسلامی از دانشگاه تهران است و تحصیلات حوزوی خود را تا خارج فقه و اصول خوانده است. وی با زبان های عربی و انگلیسی آشنایی دارد. و در سالهای پیش از انقلاب تنها به فعالیت به عنوان یک روحانی می پرداخت و همیشه به عنوان یکی از پیروان آیت الله خمینی شناخته می شد. ناطق نوری در سال 1346 دستگیر شد و به زندان رفت و مدتی را در زندان گذراند. وی جامعه روحانیت مبارز را با کمک آیت الله مطهری و مهدوی کنی پیش از انقلاب تشکیل داد و همیشه یکی از اعضای فعال آن باقی ماند.
دوعکس، مردی سرشناس و مردی ناشناس
دو عکس از روزهای ورود آیت الله خمینی، یکی در بهشت زهرا و دیگری در مدرسه رفاه یک شخصیت سرشناس و یا شخصیت ناشناس را به ما نشان می دهد، اولی علی اکبر ناطق نوری است که در روز ورود آیت الله خمینی به کشور از لحظه خروج ایشان از هواپیمای حامل رهبر انقلاب در کنار وی بود و همراه با آیت الله مطهری و بهشتی تلاش کرد تا از حضور نیروهای نهضت آزادی مانند هاشم صباغیان و دیگران در کنار آیت الله خمینی جلوگیری کند. اما عکس دیگر در مدرسه رفاه و در روز 19 بهمن که همافران نزد آیت الله خمینی رفتند، تصویری از حمید نقاشیان که حالا دیگر شخصیتی گمنام است نشان می دهد. حمید نقاشیان از محافظان ویژه آیت الله خمینی در هنگام ورود به کشور بود، مدتی در سپاه فعالیت می کرد، سپس به همراه آیت الله ناطق نوری به وزارت کشور رفت و مدیرکل انتظامی این وزارتخانه شد و پس از آن به وزارت اطلاعات رفت و به دلیل نقشی که در تجارت اسلحه داشت، پس از مدتها زیر ضرب نیروهای وزارت دفاع قرار گرفت، به سوء استفاده و فساد مالی متهم شد و از صحنه سیاسی کشور کاملا حذف شد. البته بعید است که علی اکبر ناطق نوری، روحانی رفیق باز و کسی که به جوانمردی در میان روحانیون معروف است، دوست سابقش را از یاد برده باشد.
وزیر کشور روزهای سخت
علی اکبر ناطق نوری که نماینده مجلس بود، همزمان به عنوان یکی از روحانیون وفادار به آیت الله خمینی مامور ایجاد نهادی شد که در سالهای اول انقلاب نقش مهمی در مسائل اقتصادی کشور داشت. وی نماینده امام در جهاد سازندگی و رئیس این نهاد انقلابی بود، اگرچه باجناقش یعنی عباس آخوندی و دوست قدیمی اش، احمد پورنجاتی یکی به عنوان قائم مقام و دیگری به عنوان مسوول واحد پزشکی جهاد، این نهاد را اداره می کردند. این دوران دیری نپائید و از اوایل سال 1361 ناطق نوری وزیر کشور شد. وی وزارت کشور را که جز مدتی کوتاه دست غیر روحانیون نبود، از آیت الله مهدوی کنی تحویل گرفت و نیروهای خودش، یعنی پورنجاتی و عباس آخوندی را به آن وزارتخانه برد. او همچنین تلاش کرد از طریق ارتباط عباس آخوندی با شبکه دانشجویان انقلابی دفتر تحکیم وحدت گروهی از آنان را به این وزارتخانه بکشاند، نامهایی مانند حمید جلایی پور، غلامحسین کرباسچی، ابراهیم نبوی، محمد صادقی( فرزند آیت الله خلخالی) و بسیاری دیگر از نامهایی است که بعدها در وقایع سیاسی کشور، شنیده شدند. یکی از معاونین ناطق نوری، یعنی سید عبدالحسین معزی از شاگردان نحله فکری محمد رضا حکیمی بود و سالها در دفتر آیت الله خامنه ای به عنوان مسوول امور فرهنگی به کار پرداخت. ورود ناطق نوری به وزارت کشور، به فاصله کمی از بحران سیاسی 1360 صورت گرفت. وی پس از پنج سال وزارت، سرانجام در جبهه بندی چپ های دولت که پشتیبان میرحسین موسوی نخست وزیر بودند، مانند بهزاد نبوی و خاتمی و اکثر وزرای غیرسیاسی و راست هایی مانند دکتر ولایتی و پرورش و دیگران، جانب راست ها را گرفت و زمانی که آیت الله خمینی در پاسخ به رهبران موتلفه و اکثریت مجلس که مخالف موسوی بودند، به آنان گفته بود که شما حتی عرضه اداره یک نانوایی را ندارید، ناطق نوری مدتی به حالت قهر در وزارتخانه اش نیز حاضر نشد. دیری نگذشت که ناطق نیز از وزارت کشور رفت.
نماینده مجلس و بازرس ویژه
ناطق نوری پس از بیرون آمدن از وزارت کشور به همان جای همیشگی خود بازگشت، وی از تهران به عنوان نماینده انتخاب شد و در مجلس باقی ماند. در مجلس چهارم، نایب رئیس مجلس و در مجلس پنجم رئیس مجلس بود. همزمان با همین موارد وی از 17 دی ماه سال 1368 مسوول دفتر بازرسی آیت الله خامنه ای شد. مسوولان سابق این دفتر مانند جواد مادرشاهی و میرسلیم و دیگران متهم به عضویت در انجمن حجتیه بودند و حضور ناطق می توانست شبهه ها را برطرف کند و دفتری را که کاملا به دور از سیاست های نفوذ جناح های مختلف و کاملا همسو با شخص رهبری باشد، ایجاد کند. ناطق نوری بعدها در خاطراتش مسائل عجیبی را از تجربیاتش از کار در دفتر رهبری نوشته است.
رقابت با خاتمی و تیر خلاص
شاید بلایی که در انتخابات دوم خرداد 1376 بر سر ناطق نوری آمد، حاصل شخصیت خودش نبود، اما مجموعه ای از وقایع مختلف در رقابت های انتخاباتی باعث شد که ناطق نوری برخلاف منش نسبتا متعادلش در موقعیتی قرار بگیرد که تا مدتی طولانی به قول خودش « بعد از مجلس پنجم بنا داشتم کمتر سخن بگویم.» مذاکرات جواد لاریجانی با نیک براون مسوول میز ایران در وزارت خارجه انگلیس توسط رقبای انتخاباتی لو رفت و مهر انگلیسی بودن به پیشانی ناطق نوری خورد. جواد لاریجانی صریحا از انگلیسی ها خواستار حمایت از ناطق نوری شده بود. از سوی دیگر احمد ناطق نوری برادرش نیز با تشبیه ناطق به رضاخان پهلوی، یک موج منفی دیگر را علیه برادرش راه انداخت. احمد ناطق نوری در توصیف خود و برادرش گفته بود: « ما اینقدر پنیر را با انگشت شست مان روی نان می مالیدیم که انگشت مان ورم می کرد.» این جمله به مضحکه ای علیه ناطق نوری تبدیل شد. از سوی دیگر تبلیغاتچی های ناطق نوری در زیباسازی پوستر او چنان اغراقی کردند که این پوستر خود به برگ بازنده ناطق که رودرروی روحانی سیدی مانند خاتمی قرار گرفته بود، تبدیل شد. در خرداد 60 قوه قضائیه تحت ریاست آیت الله یزدی ولی زیر نظر شبکه وسیعی از نیروهای موتلفه اداره می شد. مجلس کاملا در دست راست ها بود و قرار گرفتن دولت در دست ناطق نوری می توانست وضع را کاملا یکسره کند. ناطق نوری بازی انتخابات را به بدترین شکل باخت، اما در کمال سیاستمداری پیروزی خاتمی را تبریک گفت و رفت تا به مشکل کوچکی که در گوشه خانه اش داشت و مثل خوره روح او را می خورد بپردازد.
پس از احمدی نژاد
ناطق نوری در انتخابات تیر 83 صریحا از علی لاریجانی دفاع می کرد و علاقمند بود که او رئیس جمهور شود. شاید اگر احمدی نژاد بازی هایش را بیرون شورای هماهنگی نیروهای انقلاب نکرده بود و از جلساتی که نامزدهای اصولگرا باید در آن حاضر می شدند تا نهایتا یکی از آنان مورد حمایت حکومت قرار بگیرد، سرباز نزده بود و به شورا که علی لاریجانی را برگزیده بود بی اعتنایی نکرده بود، علی لاریجانی امروز رئیس جمهور ایران بود و ناطق نوری نیز از وضع موجود رضایت بیشتری داشت. پس از روی کار آمدن احمدی نژاد ناطق نوری تقریبا دوباره به همان لاک سکوت خود بازگشت. اگر چه که مدت کوتاهی پس از بازی های احمدی نژاد در مورد امام زمان، گفته بود: «رئیس جمهور کارشناس مساله امام زمان نیست.» مازیار رادمنش

آلمان ها پروژه تبليغاتي دولت را بايگاني کردند


بزرگ ترين پروژه عمراني تبليغاتي دولت که در صدر گزارش موفقيت هاي دولت احمدي نژاد به مجلس از آن نام برده شده و قرار بود با سرمايه گذاري هفت ميليارد يورويي به عنوان هديه دولت به زايران امام رضا عملي گردد، اما با افشاي غيراقتصادي بودن آن به ظاهر از دستور خارج شده بود، با مخالفت صدراعظم آلمان به طور کلي بايگاني شد. روز سه شنبه مرکل در آستانه تشکيل همايش سران هشت کشور صنعتي در آلمان گفت کمک به ساخت قطار در کشوري که رئيس جمهورش اعلام مي کند قصد نابودي اسرائيل را دارد، غير قابل قبول است.
پروژه خريد ترانسراپيد [قطار تندرو آلماني] براي اتصال تهران به مشهد از همان روزهاي اول رياست جمهوري محمود احمدي نژاد روي ميز وي قرار گرفت و گفته مي شود يک شرکت ايراني واسطه اين قرارداد که يکي از همفکران احمدي نژاد عضو هيات مديره آن است در مطرح کردن اين فکر عامل اصلي بوده است. اما در بررسي بيش تر همان مشکلي ظاهر شد که از سي و دو سال قبل هم براي راه اندازي "قطار سريع السير تهران- مشهد" [با تکنولوژي آن زمان] وجود داشته است و پرونده اين قطار در ارشيو سازمان برنامه نشان مي دهد که در آن زمان نيز تامين منابع مالي براي اين کار غيرممکن به نظر آمده چرا که منابع پولي جهاني حاضر به سرمايه گذاري در طرحي که توجه اقتصادي ندارد نبوده اند.
در آخرين ماه سال گذشته زماني که دولت در گزارشي به مجلس ادعا کرد که در در طرح هاي عمراني جلوتر از برنامه چهارم توسعه عمل مي کند و فهرستي از اين گونه برنامه ها را در ضميمه گزارش رييس جمهور ذکر کرد، آشکار شد قطار سريع السير مشهد بار ديگر و به دور از جنجال زنده شده و تامين بودجه آن نيز از محل ذخيره ارزي مقرر گرديده است. چنين بود که در آخرين روزهاي فرودين ماه روزنامه هاي هوادار دولت از حضور معاون اول رييس جمهور و "افتتاح قطار سريع تهران – مشهد" خبر داده و ادعا کردند که اين قطارها فاصله تهران و مشهد را در دو ساعت و نيم مي پيمايد. خبري که با چاپ عکس هاي تزئيني از قطارهاي مشغول کار در اروپا در صفحه اول روزنامه کيهان نشست و چنين الغا کرد که طرح عمراني بزرگي به نتيجه رسيده است.
استاندار خراسان رضوى در مراسم انعقاد تفاهمنامه مربوط به قطار سريع السير در سخنانى گفت: تفاهمنامه طرح قطار سريع السير مشهد ـ تهران ميان نمايندگان يك شركت آلمانى و وزارت راه و ترابرى منعقد شده ميزان سرمايه گذارى در اجراى آن ۶ ميليارد و ۷۰۰ ميليون يورو است.
وى اضافه كرد: بازپرداخت اين سرمايه گذارى حداقل ۱۵ و حداكثر ۲۵ ساله است و پيش بينى مى شود با اجراى اين طرح قطار سريع السير مشهد ـ تهران قابليت جابه جايى ۱۰ ميليون مسافر را در طول سال داشته باشد.
مشکل پيدا شد
اما هنوز روز به پايان نرسيده بود که با کنجکاوي خبرنگاران مقامات آگاه در وزارت راه اعلام داشتند که اجراي اين طرح به علت هزينه بسيار با مشکل روبروست. از طرف ديگر استان قدس رضوي اظهار اميدواري کرد که پنج ميليارد دلار هزينه اين طرح بلندپروازانه که توجيه اقتصادي هم ندارد، از محل کمک و اعتبارهاي خارجي تامين شود. بدين ترتيب، آشکار گرديد که دولت براي برداشت از صندوق ذخيره ارزي هم دچار مشکل است.
در همان زمان يکي از کارشناسان قديمي وزارت راه در گفتگوئي با "روز" گفت که طرح نوعي قطار سريع السير ميان تهران و مشهد از سي سال قبل مطرح بود و از زمان استانداري عبدالعظيم وليان مقدماتي مانند قرارداد با شرکتي آلماني هم به اجرا در آمد اما با تغيير دولت هويدا آشکار گرديد که بانک مرکزي بايد اين اعتبار را تضمين کند و کارشناسان آلماني نشان داده اند که اين سرمايه گذاري [تشخيص آن زمان يک ميليارد و دويست ميليون دلار بود] توجيه اقتصادي ندارد.
گفتني است که در تبليغات اوليه چنين وانمود مي شد که شرکت الماني تامين اعتبار لازم را هم براي ساخت قطار به عهده گرفته، اما در عمل آشکار گرديد که مراحل مطالعه تازه شروع مي شود و شرکت آلماني هيچ تعهدي براي تامين اعتبار به عهده نگرفته. يك منبع آگاه در وزارت راه و ترابرى در گفت و گو با خبرنگار "ايران" با اشاره به علت مسکوت ماندن طرح در سال هاي گذشته تاکيد کرد که مسئولان استان معتقدند كه مى توانند براى اجراى اين طرح حدود ۱‎/۵ ميليارد دلار اعتبار دريافت كنند، اما اختصاص چنين اعتبارى قطعاً به مصوبه مجلس نياز دارد.
با همه اين ها به ظاهر هواداران طرح قطار تندرو الماني و ساخت آن در فاصله تهران و مشهد، به آرامي کار خود را [همان طور که در مورد صندوق مهرالرضا، مونوريل، و مانند آن صورت گرفته بود] دنبال مي کردند، و به نظر مي رسيد که به طرف آلماني وعده داده شده بود که سرانجام مشکلات مالي قرارداد تامين مي شود، از همين روز مذاکرات و مطالعات بي سروصدا در تهران و آلمان برقرار بود تا آن که خبرنگار اشپيگل با مطرح کردن سوالي از خانم مرکل پرده از آن برداشت.
اطلاعات جنبي
همزمان با فاش شدن مخالفت صدراعظم آلمان با کمک آن کشور به ساخت قطار ترانسراپيد به جمهوري اسلامي و افشاي فعاليت هاي پشت پرده، يکي از کارشناسان با تجربه در نوشته اي که اعتماد ملي آن را منعکس کرد نشان داد که اصولا ساخت اين نوع قطار به دلايل مختلف مقرون به صرف نيست و قرار نبوده است که دنبال شود.
کارشناس مذکور از جمله دلايلي که ارائه داده نامه اي از دفتر ايالت باوارياي آلمان است که در مخالفت در ساخت اين قطار در خود المان استدلال هائي مطرح کرده که عملا در مورد ايران بارها کاربرد بيش تر دارد. به نوشته کارشناسان باواريا قطار ترانسراپيد خطوط خود را لازم دارد و نمي تواند از خطوط مشابه و موجود استفاده کند و از همين رو فقط در مسير هاي فوق العاده طولاني شمال و جنوبي و شرق و غريي آمريکا و استراليا به صرفه است وگرنه در بقيه نقاط جهان که ايستگاه هاي نزديک باشد عملا سرعتش به کمتر از قطارهاي مشابه نازل مي شود.
استدلال مهم تر کارشناس آن جاست که قيمت اين قطار را با نمونه هاي مشابه خود مقايسه مي کند و نشان مي دهد هشت برابر قطار عادي صدا توليد مي کند و چهار برابر آن ها سوخت مصرف مي کند.
در نتيحه جدولي به دست آمده که نشان مي دهد ترانسراپيد که چهارصد کيلومتر سرعت مي گيرد هر کيلومتر ساختش بين چهل تا پنجاه ميلون يورو هزينه دارد که قطارهاي تندرو عادي اين رقم به پنج تا ده ميليون مي رسد [يک دهم] و قطار پيشرفته "ت ژ و" فرانسوي بين 25 تا سي ميليون يورو در هر کيلومتر هزينه مي برد.
به گفته اين کارشناس به نظر مي رسد سخن رييس جمهور درباره محو اسرائيل اين بار دولت وي را از يک پرونده تخلف که مي توانست در سال هاي اينده مطرح شود و از جمله بزرگ ترين پرونده هاي مفاسد اقتصادي به حساب ايد نجات داده است.

Tuesday, June 5, 2007

اینجا زاهدان است

اینجا زاهدان است
شهری مملو از مشکلات و سختی ها شهری مرزی که ساکنانش سالیان سال است با انبوهی گرفتاریهای رنگ به رنگ زندگی میگذرانند روزی در گیر آب و نان و امروز بنزین

Sunday, June 3, 2007

انتخابات 24 اسفند

رضا شاه تولدت مبارک






شارژ خواهران

واقعااگر محل شارژ کردن بانوان با آقایان یکی باشد چه حادثه ای پیش می آید؟

طرح مجدد ضرورت ترويج ازداوج موقت و نظر انديشمندان حوزه‌‏هاي مختلف


وزير كشور يك دهه پس از مطرح شدن بحث ازدواج موقت براي نخستين بار به صورت رسمي در جامعه، روز پنج‌‏شنبه در همايش" هم انديشي حجاب،‌‏ مسووليت‌‏ها و اختيارات دولت اسلامي" در قم، بار ديگر بر ضرورت ترويج جسورانه ازدواج موقت در جامعه تاكيد كرد. به دنبال اظهارات پور محمدي، خبرگزاري ايلنا با چند تن از انديشمندان حوزه‌‏هاي مختلف در اين خصوص به گفت و گو پرداخته است.فاطمه راكعي, نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي، در اين خصوص اعلام كرد: ازدواج موقت فرصت ازدواج دائم را از دختران سلب مي‌‏كند.
راكعي گفت: خانواده‌‏هاي ايراني به راحتي نمي‌‏پذيرند كه دختران آنان ازدواج موقت كرده و سپس در اين شرايط رها شوند.وي افزود: مردان به راحتي شرايط ازدواج دائم دارند؛ اما دختران پس از ازدواج موقت قطعاً نمي‌‏توانند ازدواج دائم داشته باشند.به گفته راكعي, اگر ازدواج موقت رسميت يابد، بايد نهادي تعيين شود كه پيگير سرنوشت فرزندان اين نوع ازدواج‌‏ها شود.نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: آيا كساني چنين مباحثي را مطرح مي‌‏كنند، فكري براي فرزندان چنين ازدواج‌‏هايي كرده‌‏اند و سرنوشت آنان را در نظر گرفته‌‏اند؟ ادامه

تذکره شیخ اکبر هاشمی بهرمانی

نوازنده:آن قطب اکبر، آن صاحب اسرار و خبر، آن شیخ کامل، آن چپ و راست را شامل، آن آمده از بلاد رفسنجان، آن متمکن بلامکان، آن تشخیص دهنده مصالح نظام، آن شیخ عالیمقام، آن شاه ماهی بحر و بر، آن معروف به اسمشو نبر، آن قطب و مقتدای رندان، آن صاحب پسته های خندان، آن دارنده کرامات معنوی و مادی، آن شیخ کاملا غیرعادی، آن یار جانی، آن رئیس ثانی، آن حاضر به هر مکانی، شیخنا و مولانا و وتدنا علی اکبر هاشمی بهرمانی ثم رفسنجانی، رئیس کارگزاران بود، و سازنده سد زیاران بود و هنرش تبدیل جنگل به اتوبان بود. از کرامات او یکی آن بود که چون زاده شد، به سه شبانروز باد همی آمد و شتران در بیابان از حمله طوفان بخسبیدند و مرغان آسمان بگریستند، تا شیخی بیامده و طفل را بدید و چون در پیشانی طفل نگریست، صیحه برکشیده و به لمحه ای جان داد و بمرد. و ده شیخ دیگر از یمن و حجاز و شامات و بصره بیامدند و آینه مصری بیاوردند، و جون در آینه بدیدند، هر ده شیخ چهل روز بگریستند، از مصیبت آنک دیده بودند. تا مادرش علت سووال نمود، شیخی گفت: شصت سال بعد زنی با چادری بر کمر درآید و چنان نماید که هیچ زنی با هیچ مردی ننموده باشد. مادرش بپرسید: پس نام آن زن چه باشد؟ شیخ بگفت: فاطی باشد و بدو الهام داخل شود و از کازرون بیاید و هر روز نامه های کثیر نویسد، تا چند سال، پس از عظمت آن مصیبت، آن شیخ نیز بمرد.
نقل است که مستجاب الدعوه بودی و هرچه به صدق دعا کردی، همان شد. پس روزی گفت: خدایا چنان کن که درد گرسنگان بدانم، پس دعایش مستجاب شد و تا ده سال همیشه گرسنه بودی و سنگ و پاره آجر می خوردی از آن سبب. و دعا بکرد: خدایا چنان کن که ظالمان مرا بزنند تا درد کتک خوردگان بدانم. و خدای دعای وی مستجاب نمودی و او را به ده سال بزدند و از کرامت وی آن بود که هر چه کتک می خورد، بر بدن وی هیچ اثر شکنجه نبود. و نقل است که دعا همی کرد که خدایا همی کن تا شخصیت مرا تخریب کنند و در اثر همین دعا بود که مرغان هوا یک میلیون سی دی در احوال او بر زمین بریختند. و فقط همین دعاهای او مستجاب شد، رضی الله عنه.
شیخ اکبر را پنج فرزند بود، محسن و فاطمه و فائزه و مهدی و یاسر، شبی فرزندان نزد شیخ آمدند. پس شیخ محسن گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس گفت: « به روی زمین مباش و در آسمان مرو.» پس شیخ محسن به زیر زمین شد و مترو همی ساخت، ساختنی. پس شیخ فاطمه بدو گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس گفت: به دوای دردمندان بپرداز. پس فاطمه به واردات داروی دردمندان پرداخت و سالها بدین کار بود و شکایت همی شد و الخ. پس فائزه گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ بگفت: تک چرخ مزن! پس فائزه دوچرخه سوار همی شد و شلوار لی همی پوشید و لندن همی رفت. پس مهدی گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ اکبر بگفت: مگیر آنچه بتو دهند که پس گیرند و مده چون گرفتی چون پس ندهند. پس مهدی به نروژ همی شد و دیگر هیچ خبری از او هیچ کس ندید. پس یاسر بدو گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ اکبر بگفت: با آدمیان حشر و نشر مکن تا آزار کم بینی. پس شیخ یاسر به سوی اسبان رفت و به سوارکاری پرداخت و هیچ کس به گرد او همی نرسید تا سر او فاش کند.از وی جملات عالی نقل است. پس بگفت: « وقتی از بحران عبور می کردیم عفت خانم برای من چای آورد.»، و گفت: « الاصلاحات هو العظیم»( ترجمه: اصلاحات یکی از کارهایی بود که ما کردیم و دیگران دیدند که ما می کنیم و آنها هم کردند و اینطوری نمی خواستیم بشود، ولی الحمدالله همانطوری که می خواستیم شد.) و فرمود: « درها را زیاد باز نکنید، همین قدر که هوا کمی عوض بشود.» شیخ غلام حسین کرباسچی از شیوخ اصفهان در باب وی بگفت: « تو اون کوه بلندی، که سرتا پا غروره، کشیده سر به خورشید، غریب و بی عبوره...»( ترجمه: شیخ اکبر از بزرگان بود.)
و چون خواست جهان را ترک کند، عزرائیل بر او نازل شد و تا او را بدید گفت: وای! هاشمی! نه.... و بسرعت بگریخت و دیگر بسراغ او نرفت

Saturday, June 2, 2007

سخنان وزیر کشور در باره ازدواج موقت


خبرگزاری فارس: وزیر کشور گفت: ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می‌باشد، پروا داشته باشیم و این مساله باید باجسارت در کشور ترویج شود.به گزارش خبرگزاری فارس از قم، مصطفی پور محمدی که عصر پنج شنبه در هم اندیشی حجاب، مسولیت ها و اختیارات دولت اسلامی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم سخن می‌گفت با اشاره به اینکه بالارفتن سن ازدواج در کشور باعث بوجود آمدن معضلات فراوانی می گردد، اظهار داشت: در حال حاضر طیف گسترده ای از جمعیت کشور را جوانان با اقتضائات سنی و نیازهای خاص خود تشکیل می دهند و ما وظیفه داریم به این نیازها پاسخ گوییم.وی گفت‏:‏ ازدواج موقت، تنها برای کامجویی مردان دارای همسر نیست که بروند و برای بار چندم ازدواج کنند‏.‏وی اظهار داشت‏:‏ مگر امکان دارد که اسلام نسبت به جوان ‏15‏ ساله ای که خداوند شهوت را در وجود او قرار داده، بی تفاوت باشد‏.‏
وزیر کشور با تاکید بر اینکه ازدواج موقت تنها برای کامروایی مردان متاهل نیست، گفت‏:‏ برای ارضای میل جنسی جوانانی که امکان ازدواج ندارند، بایستی فکری شود‏.‏پورمحمدی با اشاره به اینکه در جامعه ما میان پسر و دختر ارتباط وجود دارد، پرسید که آیا باید از کنار این مساله چشم بسته بگذریم‏.‏وی متوسط سن ازدواج دختران را 23 سال و متوسط سن ازدواج پسران را 26 سال عنوان کرد و افزود: عده ای به جوانان توصیه می کنند تا نسبت به ازدواج در سنین پایین اقدام نمایند ولی در شرایط فعلی امکان ازدواج به دلایل مختلف اجتماعی و ... وجود ندارد و ما نیز نمی توانیم نسبت به اقتضاعات سنی قشر جوان جامعه بی تفاوت باشیم.وزیر کشور با بیان اینکه نیاز جنسی یکی از غرایض انسان است که باید از راه درست به آن پاسخ داده شود، گفت: دین اسلام جامع ترین دین است و برای تمام مشکلات بشر راه حل دارد و ازدواج موقت نیز در این دین مبین برای حل اینگونه مشکلات مورد توجه قرار گرفته است.وی در ادامه تاکید کرد: ما اگر نخواهیم برای پاسخگویی به نیاز جنسی جوانان راه حل عملی ارائه دهیم باید منتظر تخلفات و تبعات فراگیر این مشکل باشیم.پورمحمدی با بیان اینکه باید با جسارت مسئله ازدواج موقت ترویج شود، تصریح کرد: اکنون وقت آن رسیده است که حوزه های علمیه به این امر مهم اهتمام ورزند و به بررسی برخی حواشی که از اجرای این حکم خدا در جامعه ممکن است بوجود بیاید، پردازند.وی در بخش دیگری از سخنان به اجرای طرح مبارزه با بدحجابی در کشور اشاره کرد و گفت: در مسئله گسترش فرهنگ حجاب، 27 دستگاه320 ماموریت را عهده دار هستند و اگر همه دستگاه ها به وظایف خود عمل نمایند بسیاری از مشکلات در این زمینه برطرف می گردد.وی در ادامه گفت: باید حضور بانوان در جامعه به صورت شفاف تعریف شود و اگر نگاه مبهم به این مسئله وجود داشته باشد موجب تنزل جایگاه آنان خواهد شد.وزیر کشور با بیان اینکه اجرای طرح مقابله با بدحجابی در راستای اجرای قانون انجام می‌شود، یادآور شد: متاسفانه در زمینه تبلیغ و ترویج حجاب کم کاری شده است و رسانه ها و مسولان باید در زمینه ترویج حجاب اهتمام بیشتری داشته باشند.
من به عنوان یک ایرانی فعال در اطاعت از اوامر آقای وزیر اعلام امادگی میکنم تا در این صحنه در حد توان شرکت موثر نمایم


پیشنهاد آیت الله امینی برای تاسیس مراکز انتخاب همسر

به گزارش فارس ،آیت الله ابراهیم امینی، در خطبه‌های نماز جمعه امروز قم که در صحن شبستان امام خمینی حرم حضرت معصومه
(س) برگزار شد، ‌با اشاره به وجود مشکلات جوانان در انتخاب همسر گفت:‌مسئولان کشور باید با اقدامات مناسب و با تشکیل مراکزی جهت انتخاب همسر جوانان را در رفع این مشکل یاری رسانند. خبر
البته بدینوسیله معروض میدارد این حقیر آماده استخدام در این حوزه بدون اخذ هر گونه مواجب و حقوق هم میباشم .محمود گدا بشو باز نگو ما فقط غر میزنیم ! این هم پیشنهادسازنده!